فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

اقتضای برنامه ریزی

تأییدنشده

Erfordernisse der Planung
عبارت

عبارت

  • اقتضای برنامه ریزیاِقتِضایِ بَرنامه ریزیتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها