فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ضرورت

تأییدنشده

zarurat[zæ.ɹuː.ɹǽt̪ʰ]

das Erfordernis جمع: die Erfordernisse اسم

اسم

  • ضرورتzaruratضَرورَت[zæ.ɹuː.ɹǽt̪ʰ]تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • الزامelzâmاِلزامتأییدنشده
  • مقتضیمُقتَضیتأییدنشده
  • اقتضاءeqtezâاِقتِضاء[ʔex.t̪ʰe.zɒːʔ]تأییدنشده

دستور زبانِ Erfordernis

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Erfordernisses
جمع
die Erfordernisse
تلفظ
[ɛɐ̯ˈfɔʁdɐnɪs]
همهٔ صورت‌ها
  • Erfordernisseحالت نهادی، جمع
  • Erfordernissesحالت اضافی، مفرد
  • Erfordernisseحالت اضافی، جمع
  • Erfordernisseحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Erfordernissenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Erfordernisseحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

aufgrund von nicht aufschiebbaren Erfordernissen

بر اساس نیازهای تعویق ناپذیر

منابع و ارجاع‌ها