فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خاک

xâk[xɒːkʰʲ]

der Erdboden جمع: die Erdböden اسم

اسم

  • خاکxâk[xɒːkʰʲ]
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • زمینzaminزَمین[zæ.míːn](surface of the Earth)تأییدنشده

دستور زبانِ Erdboden

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Erdbodens
جمع
die Erdböden
تلفظ
[ˈeːɐ̯tˌboːdn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • Erdbödenحالت نهادی، جمع
  • Erdbodensحالت اضافی، مفرد
  • Erdbödenحالت اضافی، جمع
  • Erdbödenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Erdbödenحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Der Erdboden ist feucht.

زمین نمناک است.

Der Erdboden ist feucht.

زمین مرطوب است.

jem. vom Erdboden vertilgen

دمار کسی را بر آوردن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #1003504), cojiluc (fa #8491140), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #1003504), cojiluc (fa #8491142), tatoeba.org
  3. ۳: farhang von ckh
منابع و مجوزها