فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

وراثت نامه

تأییدنشده

der Erbschein جمع: die Erbscheine اسم

اسم

  • وراثت نامهوِراثَت نامهتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • گواهینامهٔ حق ارثگُواهینامهٔ حَقِ اِرثتأییدنشده

دستور زبانِ Erbschein

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Erbscheines, des Erbscheins
جمع
die Erbscheine
تلفظ
[ˈɛʁpˌʃaɪ̯n]
همهٔ صورت‌ها
  • Erbscheineحالت نهادی، جمع
  • Erbscheinesحالت اضافی، مفرد
  • Erbscheinsحالت اضافی، مفرد
  • Erbscheineحالت اضافی، جمع
  • Erbscheineحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Erbscheinenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Erbscheineحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها