فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مادهٔ وراثتی

تأییدنشده

das Erbmaterial جمع: die Erbmaterialien اسم

اسم

  • مادهٔ وراثتیمادهٔ وِراثَتی(DNS)تأییدنشده

دستور زبانِ Erbmaterial

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Erbmaterials
جمع
die Erbmaterialien
تلفظ
[ˈɛʁpmateˌʁi̯aːl]
همهٔ صورت‌ها
  • Erbmaterialienحالت نهادی، جمع
  • Erbmaterialsحالت اضافی، مفرد
  • Erbmaterialienحالت اضافی، جمع
  • Erbmaterialienحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Erbmaterialienحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها