فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

محرومیت

تأییدنشده

die Entbehrung جمع: die Entbehrungen اسم

اسم

  • محرومیتمَحرومیَتتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • فقرfaqrفَقر[fæʁɹ]تأییدنشده

دستور زبانِ Entbehrung

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Entbehrung
جمع
die Entbehrungen
تلفظ
[ɛntˈbeːʁʊŋ]
همهٔ صورت‌ها
  • Entbehrungenحالت نهادی، جمع
  • Entbehrungenحالت اضافی، جمع
  • Entbehrungenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Entbehrungenحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

nach langer Zeit der Entbehrung

پس از دیر زمانی محرومیت

منابع و ارجاع‌ها