فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

استخدام موقتی

تأییدنشده

das Engagement جمع: die Engagements اسم

اسم

  • استخدام موقتیاِستِخدامِ مُوَقَتی(zeitlich begrenzt)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تعهد و الزامتَعهُد و اِلزام(Verpflichtung)تأییدنشده

دستور زبانِ Engagement

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Engagements
جمع
die Engagements
تلفظ
[ɑ̃ɡaʒˈmɑ̃ː], [ɑ̃ɡaʒəˈmɑ̃ː]
همهٔ صورت‌ها
  • Engagementsحالت نهادی، جمع
  • Engagementsحالت اضافی، مفرد
  • Engagementsحالت اضافی، جمع
  • Engagementsحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Engagementsحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

er betreibt seine Arbeit voll Engagement

کارش را با شوق و زوق انجام می دهد

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها