فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

الکترولیت

تأییدنشده

der Elektrolyt جمع: die Elektrolyte, die Elektrolyten اسم

اسم

  • الکترولیتتأییدنشده

دستور زبانِ Elektrolyt

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Elektrolyts, des Elektrolyten
جمع
die Elektrolyte, die Elektrolyten
تلفظ
[elɛktʁoˈlyːt]
همهٔ صورت‌ها
  • Elektrolytحالت نهادی، مفرد
  • Elektrolyteحالت نهادی، جمع
  • Elektrolytenحالت نهادی، جمع
  • Elektrolytsحالت اضافی، مفرد
  • Elektrolytenحالت اضافی، مفرد
  • Elektrolyteحالت اضافی، جمع
  • Elektrolytenحالت اضافی، جمع
  • Elektrolytحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Elektrolytenحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Elektrolytenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Elektrolytحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Elektrolytenحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Elektrolyteحالت مفعولی مستقیم، جمع
  • Elektrolytenحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها