فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

سیم کش برق

تأییدنشده

der Elektriker جمع: die Elektriker اسم

اسم

  • سیم کش برقسیم کِشِ بَرقتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • برق‌کارbarq-kârبَرق کار(tradesman who works with electrical equipment)تأییدنشده

دستور زبانِ Elektriker

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Elektrikers
جمع
die Elektriker
تلفظ
[eˈlɛktʁɪkɐ]
همهٔ صورت‌ها
  • Elektrikersحالت اضافی، مفرد
  • Elektrikernحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها