فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

عصر یخبندان

die Eiszeit جمع: die Eiszeiten اسم

اسم

  • عصر یخبندانعَصر یَخبَندان(any of several glacial periods)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • دوران یخ بنداندورانِ یَخ بَندانتأییدنشده
  • عصر یخی(any of several glacial periods)تأییدنشده

دستور زبانِ Eiszeit

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Eiszeit
جمع
die Eiszeiten
تلفظ
[ˈaɪ̯sˌt͡saɪ̯t]
همهٔ صورت‌ها
  • Eiszeitحالت نهادی، مفرد
  • Eiszeitenحالت نهادی، جمع
  • Eiszeitحالت اضافی، مفرد
  • Eiszeitenحالت اضافی، جمع
  • Eiszeitحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Eiszeitenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Eiszeitحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Eiszeitenحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها