فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تورفتگی

تأییدنشده

der Einzug جمع: die Einzüge اسم

اسم

  • تورفتگیتورَفتِگی(تایپ)تأییدنشده

دستور زبانِ Einzug

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Einzuges, des Einzugs
جمع
die Einzüge
تلفظ
[ˈaɪ̯nˌt͡suːk]
همهٔ صورت‌ها
  • Einzugحالت نهادی، مفرد
  • Einzügeحالت نهادی، جمع
  • Einzugesحالت اضافی، مفرد
  • Einzugsحالت اضافی، مفرد
  • Einzügeحالت اضافی، جمع
  • Einzugحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Einzügenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Einzugحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Einzügeحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Einzug in die neue Wohnung

اسباب کشی به منزل نو

bei jem. Einzug halten

به نزد کسی وارد شدن

Einzug der Braut ins Haus des Bräutigams

زفاف

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: farhang von ckh
منابع و مجوزها