فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

اتفاق منحصر بفرد

تأییدنشده

der Einzelfall جمع: die Einzelfälle اسم

اسم

  • اتفاق منحصر بفرداِتِفاقِ مُنحَصِر بِفَردتأییدنشده

دستور زبانِ Einzelfall

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Einzelfalls, des Einzelfalles
جمع
die Einzelfälle
تلفظ
[ˈaɪ̯nt͡sl̩ˌfal]
همهٔ صورت‌ها
  • Einzelfälleحالت نهادی، جمع
  • Einzelfallsحالت اضافی، مفرد
  • Einzelfallesحالت اضافی، مفرد
  • Einzelfälleحالت اضافی، جمع
  • Einzelfalleحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Einzelfällenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Einzelfälleحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

das ist kein Einzelfall

این اتفاق استثنائی نیست

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها