فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

جای نیش

تأییدنشده

der Einstich جمع: die Einstiche اسم

اسم

  • جای نیشجایِ نیشتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • جای گزیدگیجایِ گَزیدِگیتأییدنشده

دستور زبانِ Einstich

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Einstichs, des Einstiches
جمع
die Einstiche
تلفظ
[ˈaɪ̯nˌʃtɪç]
همهٔ صورت‌ها
  • Einsticheحالت نهادی، جمع
  • Einstichsحالت اضافی، مفرد
  • Einstichesحالت اضافی، مفرد
  • Einsticheحالت اضافی، جمع
  • Einstichenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Einsticheحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها