فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

گوشه گیر

تأییدنشده

der Einsiedler جمع: die Einsiedler اسم

اسم

  • گوشه گیر(recluse; someone who lives alone)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • زاهدزاهِدتأییدنشده
  • تارک دنیاتارِکِ دُنیاتأییدنشده
  • عزلت نشینتأییدنشده
  • عزلت گذیدهعُزلَت گُذیدهتأییدنشده
  • گوشه نشینگوشه نِشینتأییدنشده
  • انفرادی(one who lives alone)تأییدنشده
  • راهبrâheb[ɹɒː.ɦéb̥](religious recluse; eremite)تأییدنشده

دستور زبانِ Einsiedler

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Einsiedlers
جمع
die Einsiedler
تلفظ
[ˈaɪ̯nˌziːdlɐ]
همهٔ صورت‌ها
  • Einsiedlerحالت نهادی، مفرد
  • Einsiedlerحالت نهادی، جمع
  • Einsiedlersحالت اضافی، مفرد
  • Einsiedlerحالت اضافی، جمع
  • Einsiedlerحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Einsiedlernحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Einsiedlerحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Einsiedlerحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها