گوشه گیر
تأییدنشده
der Einsiedler جمع: die Einsiedler اسم
اسم
- گوشه گیر(recluse; someone who lives alone)تأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- زاهدزاهِدتأییدنشده
- تارک دنیاتارِکِ دُنیاتأییدنشده
- عزلت نشینتأییدنشده
- عزلت گذیدهعُزلَت گُذیدهتأییدنشده
- گوشه نشینگوشه نِشینتأییدنشده
- انفرادی(one who lives alone)تأییدنشده
- راهبrâheb[ɹɒː.ɦéb̥](religious recluse; eremite)تأییدنشده
دستور زبانِ Einsiedler
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Einsiedlers
- جمع
- die Einsiedler
- تلفظ
- [ˈaɪ̯nˌziːdlɐ]
همهٔ صورتها
- Einsiedlerحالت نهادی، مفرد
- Einsiedlerحالت نهادی، جمع
- Einsiedlersحالت اضافی، مفرد
- Einsiedlerحالت اضافی، جمع
- Einsiedlerحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
- Einsiedlernحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
- Einsiedlerحالت مفعولی مستقیم، مفرد
- Einsiedlerحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاعها