تیر خوردگی
تأییدنشده
der Einschuss جمع: die Einschüsse اسم
اسم
- تیر خوردگیتیر خوردِگی(durch Waffe)تأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- جای گلولهجایِ گُلوله(durch Waffe)تأییدنشده
دستور زبانِ Einschuss
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Einschusses
- جمع
- die Einschüsse
- تلفظ
- [ˈaɪ̯nˌʃʊs]
همهٔ صورتها
- Einschussحالت نهادی، مفرد
- Einschüsseحالت نهادی، جمع
- Einschussesحالت اضافی، مفرد
- Einschüsseحالت اضافی، جمع
- Einschussحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
- Einschusseحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
- Einschüssenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
- Einschussحالت مفعولی مستقیم، مفرد
- Einschüsseحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاعها