فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تیر خوردگی

تأییدنشده

der Einschuss جمع: die Einschüsse اسم

اسم

  • تیر خوردگیتیر خوردِگی(durch Waffe)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • جای گلولهجایِ گُلوله(durch Waffe)تأییدنشده

دستور زبانِ Einschuss

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Einschusses
جمع
die Einschüsse
تلفظ
[ˈaɪ̯nˌʃʊs]
همهٔ صورت‌ها
  • Einschussحالت نهادی، مفرد
  • Einschüsseحالت نهادی، جمع
  • Einschussesحالت اضافی، مفرد
  • Einschüsseحالت اضافی، جمع
  • Einschussحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Einschusseحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Einschüssenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Einschussحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Einschüsseحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

منابع و ارجاع‌ها