فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

توئی

تأییدنشده

der Einsatz جمع: die Einsätze اسم

اسم

  • توئی(im Kleid)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • جانبازی(des Lebens)تأییدنشده
  • رهنرَهن(als Pfand)تأییدنشده
  • ضمانتضَمانَت(als Pfand)تأییدنشده
  • لائی(im Kleid)تأییدنشده
  • نوبتnawbatنوبَت[now.ˈbæt̪̪ʰ](der Polizei, u.ä.)تأییدنشده
  • کشیککِشیک(der Polizei, u.ä.)تأییدنشده
  • گروgerovگِرو[ɡʲe.ɹów](als Pfand)تأییدنشده
  • یریِر(beim Spiel)تأییدنشده
  • انگارهاِنگاره(bei Trinkglas)تأییدنشده
  • تو دیگی(im Topf)تأییدنشده
  • تو ظرفیتو ظَرفی(im Topf)تأییدنشده
  • جان نثاریجان نِثاری(des Lebens)تأییدنشده
  • در بانک گذاشتندَر بانک گُذاشتَن(beim Spiel)تأییدنشده
  • مشغول کارمَشغولِ کار(der Polizei, u.ä.)تأییدنشده
  • پول قمارپولِ قُمار(beim Spiel)تأییدنشده
  • کاربرد سلاح هاکاربُردِ سَلاح ها(von Waffen)تأییدنشده

دستور زبانِ Einsatz

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Einsatzes
جمع
die Einsätze
تلفظ
[ˈaɪ̯nˌzat͡s]
همهٔ صورت‌ها
  • Einsätzeحالت نهادی، جمع
  • Einsatzesحالت اضافی، مفرد
  • Einsätzeحالت اضافی، جمع
  • Einsatzeحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Einsätzenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Einsätzeحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Keinen Einsatz von Waffen!

استفاده از اسلحه ممنوع!

Er hat das Baby unter Einsatz seines Lebens gerettet.

او کودک را به بهای جانش نجات داد.

wetten, mit hohem Einsatz spielen

بلند باز

Voller Einsatz lohnt sich

از خرس موی کندن غنیمته

unter Einsatz meines Lebens

از خرس موی کندن غنیمته

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: list (de #6103506), cojiluc (fa #6953059), tatoeba.org
  2. ۲: MUIRIEL (de #395233), cojiluc (fa #6953058), tatoeba.org
  3. ۳: farhang von ckh
  4. ۴: farhang von ckh
  5. ۵: farhang von ckh
منابع و مجوزها