توئی
اسم
- توئی
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- جانبازی
- رهن
- ضمانت
- لائی
- نوبت
- کشیک
- گرو
- یر
- انگاره
- تو دیگی
- تو ظرفی
- جان نثاری
- در بانک گذاشتن
- مشغول کار
- پول قمار
- کاربرد سلاح ها
دستور زبانِ Einsatz
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Einsatzes
- جمع
- die Einsätze
- تلفظ
- [ˈaɪ̯nˌzat͡s]
همهٔ صورتها
- Einsätze
- Einsatzes
- Einsätze
- Einsatze
- Einsätzen
- Einsätze
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Keinen Einsatz von Waffen!
استفاده از اسلحه ممنوع!
Er hat das Baby unter Einsatz seines Lebens gerettet.
او کودک را به بهای جانش نجات داد.
wetten, mit hohem Einsatz spielen
بلند باز
Voller Einsatz lohnt sich
از خرس موی کندن غنیمته
unter Einsatz meines Lebens
از خرس موی کندن غنیمته