عجله
ajale[ʔæ.d͡ʒæ.lé]
اسم
- عجله
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- تندی
- شتاب
- تعجیل
دستور زبانِ Eile
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Eile
- تلفظ
- [ˈaɪ̯lə]
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Wer handelt mit Eile, weint mit Weile.
کسی که با عجله عمل کند، مدتها خواهد گریست.
Eile ist die Feindin der Vollkommenheit.
عجله دشمن کمال است.
Iss nicht in Eile.
با عجله غذا نخور.
Eile allein tut es nicht, man muss auch zur rechten Zeit anfangen.
عجلهٔ تنها، کاری از پیش نمیبرد، باید زمان مناسب هم شروع کرد.
Eile ist die Mutter der Unvollkommenheit.
عجله، مادر کاستی است.
In der Eile ließ er die Türe offen.
او در عجله درب را باز گذاشت.
Eile backt das Brot, aber sie backt es schlecht.
عجله نان را میپزد، اما آن را بد میپزد.
Journalismus ist Literatur in Eile.
روزنامهنگاری، ادبیات عجلهای است.
Eile ist des Teufels Bote.
عجله پیک شیطان است.
Es gibt keinen Grund zur Eile.
هیچ دلیلی برای عجله وجود ندارد.