فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

غرض

تأییدنشده

ġaraz[qæ.ɹǽz]

der Eigennutz اسم

اسم

  • غرضġarazغَرَض[qæ.ɹǽz]تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • نفع شخصینَفعِ شَخصیتأییدنشده

دستور زبانِ Eigennutz

اسم

جمع ذکر نشده است

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Eigennutzes
تلفظ
[ˈaɪ̯ɡn̩ˌnʊt͡s]
همهٔ صورت‌ها
  • Eigennutzesحالت اضافی، مفرد
  • Eigennutzeحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد

مثال‌ها

21. Gesetz der Macht: Brauchst du Hilfe, appelliere an den Eigennutz.

قانون ۲۱ قدرت: اگر به کمک نیاز داری، به منافع شخصی توسل کن.

Liebe tilgt jeden Eigennutz.

عشق هر منفعت شخصی را پاک می‌کند.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #2204488), cojiluc (fa #12135129), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #2987961), cojiluc (fa #12043103), tatoeba.org
منابع و مجوزها