فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

پنکیک

تأییدنشده

der Eierkuchen جمع: die Eierkuchen اسم

اسم

  • پنکیک(thin batter cake)germanyتأییدنشده

دستور زبانِ Eierkuchen

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Eierkuchens
جمع
die Eierkuchen
تلفظ
[ˈaɪ̯ɐˌkuːxn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • Eierkuchenحالت نهادی، مفرد
  • Eierkuchenحالت نهادی، جمع
  • Eierkuchensحالت اضافی، مفرد
  • Eierkuchenحالت اضافی، جمع
  • Eierkuchenحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Eierkuchenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Eierkuchenحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Eierkuchenحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Wir haben Eierkuchen zum Frühstück gemacht.

ما برای صبحانه پنکیک درست کردیم.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Vortarulo (de #788285), cojiluc (fa #7963230), tatoeba.org
منابع و مجوزها