فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

پژواک

pežvâk[pʰeʒ.vɒ́ːkʰʲ]

das Echo جمع: die Echos اسم

اسم

  • پژواکpežvâkپَژواک[pʰeʒ.vɒ́ːkʰʲ](reflected sound)(echo)(Widerhall)
  • طنینtaninطَنین[t̪ʰæ.níːn](echo)(Widerhall)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • بازتابbâztâb[bɒːz.t̪ʰɒ́ːb̥](Widerhall)تأییدنشده
  • انعکاسen'ekâsاِنعِکاس[ʔen.ʔe.kʰɒ́ːs](Widerhall)تأییدنشده
  • اکواِکو(Widerhall)تأییدنشده
  • دو خوان(Widerhall)تأییدنشده

اسم خاص

ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • اخوتأییدنشده

دستور زبانِ Echo

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Echos
جمع
die Echos
تلفظ
[ˈɛço]
همهٔ صورت‌ها
  • Echosحالت نهادی، جمع
  • Echosحالت اضافی، مفرد
  • Echosحالت اضافی، جمع
  • Echosحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Echosحالت مفعولی مستقیم، جمع

اسم خاص

مثال‌ها

Dein Leben ist das Echo deiner Denkweise.

زندگیت پژواک تفکراتت است.

meine Aufmerksamkeit gilt dem Echo ihrer Stimmen

چشمم به پژواک صدایشان هست

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #6444041), cojiluc (fa #12977887), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها