فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

میانگین حسابی

تأییدنشده

der Durchschnitt جمع: die Durchschnitte اسم

اسم

  • میانگین حسابیتأییدنشده

دستور زبانِ Durchschnitt

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Durchschnitts, des Durchschnittes
جمع
die Durchschnitte
تلفظ
[ˈdʊʁçˌʃnɪt]
همهٔ صورت‌ها
  • Durchschnitteحالت نهادی، جمع
  • Durchschnittsحالت اضافی، مفرد
  • Durchschnittesحالت اضافی، مفرد
  • Durchschnitteحالت اضافی، جمع
  • Durchschnitteحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Durchschnittenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Durchschnitteحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Der Durchschnitt unendlich vieler offener Mengen ist nicht notwendig offen.

اشتراک نامتناهی از مجموعه‌های باز لزوما باز نیست.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: MUIRIEL (de #608539), cojiluc (fa #7812880), tatoeba.org
منابع و مجوزها