فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

آب‌کش

der Durchschlag جمع: die Durchschläge اسم

اسم

  • آب‌کشآب کِش(a bowl-shaped kitchen utensil with holes in it used for draining food such as pasta)(Sieb)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • ماشوب(utensil)تأییدنشده

دستور زبانِ Durchschlag

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Durchschlags, des Durchschlages
جمع
die Durchschläge
تلفظ
[ˈdʊʁçˌʃlaːk]
همهٔ صورت‌ها
  • Durchschlägeحالت نهادی، جمع
  • Durchschlagsحالت اضافی، مفرد
  • Durchschlagesحالت اضافی، مفرد
  • Durchschlägeحالت اضافی، جمع
  • Durchschlageحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Durchschlägenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Durchschlägeحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها