اسهال
eshâl[ʔes.hɒ́ːl̥]
اسم
- اسهال
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- اطلاق شکم
دستور زبانِ Durchfall
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Durchfalls, des Durchfalles
- جمع
- die Durchfälle
- تلفظ
- [ˈdʊʁçˌfal]
همهٔ صورتها
- Durchfälle
- Durchfalls
- Durchfalles
- Durchfälle
- Durchfällen
- Durchfälle
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Ich habe Durchfall.
من اسهال دارم.
Ich habe leichten Durchfall.
من یک اسهال خفیف دارم.
Von Orangensaft bekomme ich Durchfall.
از آب پرتقال اسهال گرفتم.
Durchfall kann durch Dehydratation zum Tode führen.
اسهال به سبب از دست رفتن آب میتواند به مرگ منجر شود.