فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

نزم

تأییدنشده

nezm[nezm]

der Dunst جمع: die Dünste اسم

اسم

  • نزمnezm[nezm](very fine particles suspended in the air)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • مه تنک(water or other liquid finely suspended in air)تأییدنشده
  • ریزگردتأییدنشده
  • مهmehمِه[meʱ]تأییدنشده
  • میغmiġ[miːɢ̥](water or other liquid finely suspended in air)تأییدنشده

دستور زبانِ Dunst

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Dunstes, des Dunsts
جمع
die Dünste
تلفظ
[dʊnst]
همهٔ صورت‌ها
  • Dünsteحالت نهادی، جمع
  • Dunstesحالت اضافی، مفرد
  • Dunstsحالت اضافی، مفرد
  • Dünsteحالت اضافی، جمع
  • Dunsteحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Dünstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Dünsteحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Die Luft der Atmosphäre ist nicht sichtbar. Was wir sehen sind Dunst, Nebel, Wolken.

هوای جو پدیدار نیست. آنچه ما می‌بینیم گرد و غبار و ابر هستند.

sich in blauen Dunst auflösen

از دیدهٔ کسی ناپدید شدن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #2357288), cojiluc (fa #8162685), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها