فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ماشین تراش

تأییدنشده

die Drehbank جمع: die Drehbänke اسم

اسم

  • ماشین تراشماشینِ تَراشتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تراشtarâšتَراش[t̪ʰæ.ɹɒ́ːʃ]تأییدنشده
  • دستگاه تراشتأییدنشده

دستور زبانِ Drehbank

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Drehbank
جمع
die Drehbänke
تلفظ
[ˈdʁeːˌbaŋk]
همهٔ صورت‌ها
  • Drehbankحالت نهادی، مفرد
  • Drehbänkeحالت نهادی، جمع
  • Drehbankحالت اضافی، مفرد
  • Drehbänkeحالت اضافی، جمع
  • Drehbankحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Drehbänkenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Drehbankحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Drehbänkeحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها