فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

سیم

sim[siːm]

der Draht جمع: die Drähte اسم

اسم

  • سیمsim[siːm](thin thread of metal)(wire)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • مفتولمَفتولتأییدنشده

دستور زبانِ Draht

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Drahts, des Drahtes
جمع
die Drähte
تلفظ
[dʁaːt]
همهٔ صورت‌ها
  • Drähteحالت نهادی، جمع
  • Drahtsحالت اضافی، مفرد
  • Drahtesحالت اضافی، مفرد
  • Drähteحالت اضافی، جمع
  • Drahteحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Drähtenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Drähteحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Draht wird verwendet, um Elektrizität zu leiten.

سیم برای هدایت کردن الکتریسیته استفاده می‌شود.

Tom hat den falschen Draht durchtrennt.

تام سیم اشتباه را برید

der Draht zweigt dort ab

سیم از آنجا منشعب می شود

der ist auf Draht

اهل بخیه

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: xtofu80 (de #439240), cojiluc (fa #7751807), tatoeba.org
  2. ۲: GaryGaryGary (de #9966563), Hassan66 (fa #8991016), tatoeba.org
  3. ۳: farhang von ckh
  4. ۴: farhang von ckh
منابع و مجوزها