فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دوز

تأییدنشده

die Dosis جمع: die Dosen اسم

اسم

  • دوزتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • واحد داروئیواحِدِ داروئی(einer Arznei)تأییدنشده

دستور زبانِ Dosis

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Dosis
جمع
die Dosen
تلفظ
[ˈdoːzɪs]
همهٔ صورت‌ها
  • Dosenحالت نهادی، جمع
  • Dosenحالت اضافی، جمع
  • Dosenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Dosenحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Wenn das Medikament keine Wirkung hat, sollten wir vielleicht die Dosis erhöhen.

هنگامی که دارو هیچ اثری ندارد، احتمالا باید دز آن افزایش دهیم.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: MUIRIEL (de #1072902), cojiluc (fa #7952598), tatoeba.org
منابع و مجوزها