فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

عدم رعایت اصول نظم و مقررات اداری

تأییدنشده

das Dienstvergehen جمع: die Dienstvergehen اسم

اسم

  • عدم رعایت اصول نظم و مقررات اداریعَدَمِ رَعایَتِ اُصول نَظم و مُقَرَراتِ اِداریتأییدنشده

دستور زبانِ Dienstvergehen

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Dienstvergehens
جمع
die Dienstvergehen
تلفظ
[ˈdiːnstfɛɐ̯ˌɡeːən]
همهٔ صورت‌ها
  • Dienstvergehenحالت نهادی، مفرد
  • Dienstvergehenحالت نهادی، جمع
  • Dienstvergehensحالت اضافی، مفرد
  • Dienstvergehenحالت اضافی، جمع
  • Dienstvergehenحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Dienstvergehenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Dienstvergehenحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Dienstvergehenحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها