شعر
še'r[ʃeʔɹ]
اسم
- شعر
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- چامهسرایی
- آببند مکانیکی
- درزبند
- آب بندی
- ادبیات شعری
- شعر نویسی
- شعریت
دستور زبانِ Dichtung
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Dichtung
- جمع
- die Dichtungen
- تلفظ
- [ˈdɪçtʊŋ]
همهٔ صورتها
- Dichtungen
- Dichtungen
- Dichtungen
- Dichtungen
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Dichtung ist immer nur eine Expedition nach der Wahrheit.
شعر همیشه یک گشتی به حقیقت است.