اندیشمند
اسم
- اندیشمند
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- متفکر
- آدم فکور
- مفکر
دستور زبانِ Denker
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Denkers
- جمع
- die Denker
- تلفظ
- [ˈdɛŋkɐ]
همهٔ صورتها
- Denkers
- Denkern
مثالها
Der beste Beobachter und der tiefste Denker ist immer der mildeste Richter.
بهترین نظلرهگران و عمیقترین متفکران، همیشه ملایمترین قضاوتکنندگان هستند.
Mancher wird nur deshalb kein Denker, weil sein Gedächtnis zu gut ist.
بعضیها فقط به این دلیل متفکر نمیشوند، زیرا حافظهشان زیادی خوب است.