فروتنی
اسم
- فروتنی
- تواضع
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- خضوع
- شکسته نفسی
دستور زبانِ Demut
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Demut
- تلفظ
- [ˈdeːmuːt]
مثالها
Es gibt eine besonders unsympathische Art von Hochmut, die Demut.
تواضع گاهی یک نوع ناخوشایند خاص از تکبر است.
Demut erreicht oft mehr als Hochmut.
تواضع اغلب بیشتر از غرور به نتیجه میرسد.
sich gefallen in Demut
با تظاهر به فروتنی
einen auf Demut machen
شکسته نفسی کردن