فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تفکیک اسباب کارخانه

تأییدنشده

die Demontage جمع: die Demontagen اسم

اسم

  • تفکیک اسباب کارخانهتَفکیکِ اَسبابِ کارخانهتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • پیاده کردن قطعات دستگاهپیاده کَردَنِ قَطِعاتِ دَستگاهتأییدنشده

دستور زبانِ Demontage

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Demontage
جمع
die Demontagen
تلفظ
[demɔnˈtaːʒə]
همهٔ صورت‌ها
  • Demontagenحالت نهادی، جمع
  • Demontagenحالت اضافی، جمع
  • Demontagenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Demontagenحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها