فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خاطی

تأییدنشده

der Delinquent جمع: die Delinquenten اسم

اسم

  • خاطی(one who breaks the law)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • خلافکار(one who breaks the law)تأییدنشده
  • متخلفmotaxallefمُتَخلِف[mo.t̪ʰæ.xæl.lef](one who breaks the law)تأییدنشده
  • بزهکارbezehkârبِزِهکار[be.zeɦ.kʰɒ́ːɹ]تأییدنشده

دستور زبانِ Delinquent

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Delinquenten
جمع
die Delinquenten
تلفظ
[delɪŋˈkvɛnt]
همهٔ صورت‌ها
  • Delinquentحالت نهادی، مفرد
  • Delinquentenحالت نهادی، جمع
  • Delinquentenحالت اضافی، مفرد
  • Delinquentenحالت اضافی، جمع
  • Delinquentenحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Delinquentenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Delinquentenحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Delinquentenحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها