خاطی
تأییدنشده
der Delinquent جمع: die Delinquenten اسم
اسم
- خاطی(one who breaks the law)تأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- خلافکار(one who breaks the law)تأییدنشده
- متخلفmotaxallefمُتَخلِف[mo.t̪ʰæ.xæl.lef](one who breaks the law)تأییدنشده
- بزهکارbezehkârبِزِهکار[be.zeɦ.kʰɒ́ːɹ]تأییدنشده
دستور زبانِ Delinquent
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Delinquenten
- جمع
- die Delinquenten
- تلفظ
- [delɪŋˈkvɛnt]
همهٔ صورتها
- Delinquentحالت نهادی، مفرد
- Delinquentenحالت نهادی، جمع
- Delinquentenحالت اضافی، مفرد
- Delinquentenحالت اضافی، جمع
- Delinquentenحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
- Delinquentenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
- Delinquentenحالت مفعولی مستقیم، مفرد
- Delinquentenحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاعها