شست
šast[ʃæst̪ʰ]
اسم
- شست
- انگشت شست
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- انگشت ابهام
- ابهام
دستور زبانِ Daumen
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Daumens
- جمع
- die Daumen
- تلفظ
- [ˈdaʊ̯mən]
همهٔ صورتها
- Daumens
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Ich werde dir die Daumen drücken.
برای شما آرزوی موفقیت دارم.
Ich drücke dir die Daumen.
برای شما آرزوی موفقیت دارم.