فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دستگاه ذخیره‌سازی داده

تأییدنشده

der Datenträger جمع: die Datenträger اسم

اسم

  • دستگاه ذخیره‌سازی دادهتأییدنشده

دستور زبانِ Datenträger

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Datenträgers
جمع
die Datenträger
تلفظ
[ˈdaːtn̩ˌtʁɛːɡɐ]
همهٔ صورت‌ها
  • Datenträgerحالت نهادی، مفرد
  • Datenträgerحالت نهادی، جمع
  • Datenträgersحالت اضافی، مفرد
  • Datenträgerحالت اضافی، جمع
  • Datenträgerحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Datenträgernحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Datenträgerحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Datenträgerحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها