فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بخار

boxâr[bo.xɒ́ːɹ]

der Dampf جمع: die Dämpfe اسم

اسم

  • بخارboxâr[bo.xɒ́ːɹ](the gaseous state of a substance that is normally a solid or liquid)(water vapor)

دستور زبانِ Dampf

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Dampfs, des Dampfes
جمع
die Dämpfe
تلفظ
[damp͡f]
همهٔ صورت‌ها
  • Dämpfeحالت نهادی، جمع
  • Dampfsحالت اضافی، مفرد
  • Dampfesحالت اضافی، مفرد
  • Dämpfeحالت اضافی، جمع
  • Dampfeحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Dämpfenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Dämpfeحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Hans Dampf in allen Gassen

همه کاره هیچ کاره

bei mir war der Dampf draussen

افتاده بودم

Tuch, das den Dampf auffängt

دم کنی

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: farhang von ckh
منابع و مجوزها