فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تیغ موکت‌بر

تأییدنشده

der Cutter جمع: die Cutter اسم

اسم

  • تیغ موکت‌برتأییدنشده

دستور زبانِ Cutter

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Cutters
جمع
die Cutter
تلفظ
[ˈkatɐ]
همهٔ صورت‌ها
  • Cuttersحالت اضافی، مفرد
  • Cutternحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها