فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

کوکی

kuki

der/das Cookie جمع: die Cookies اسم

اسم

  • کوکیkuki(packet of information)(cookie)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • کلوچهkoluče[kʰo.luː.t͡ʃʰé](cookie)iranتأییدنشده

دستور زبانِ Cookie

اسم

جنس دستوری
der/das (مذکر، خنثی)
حالت اضافی
des Cookies
جمع
die Cookies
تلفظ
[ˈkʊki]
همهٔ صورت‌ها
  • Cookiesحالت نهادی، جمع
  • Cookiesحالت اضافی، مفرد
  • Cookiesحالت اضافی، جمع
  • Cookiesحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Cookiesحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها