سیرت
[siː.ɹæt̪ʰ]
- جمع:
- die Charaktere
- حالت اضافی:
- des Charakters
۱Charakter ist die beste Visitenkarte.
سیرت بهترین کارت ویزیت است.
اسم
- سیرت
- منش
- کاراکتر
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- طبع
- شخصیت
- خو و خصلت
- طینت
- خط
- خو
دستور زبانِ Charakter
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Charakters
- جمع
- die Charaktere
- تلفظ
- [kaˈʁaktɐ]
همهٔ صورتها
- Charakter
- Charaktere
- Charakters
- Charaktere
- Charakter
- Charakteren
- Charakter
- Charaktere
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
۲Ruhm ist das, was du scheinst, der Charakter ist das, was du bist.
اشتهار آنچه است که تو به نظر میرسی، سرشت آنچه است که تو هستی.
۱Charakter ist die beste Visitenkarte.
سیرت بهترین کارت ویزیت است.
۳Gewohnheiten sind die Fingerabdrücke des Charakters.
عادتها اثرهای انگشت سرشت هستند.
۴Die Basis des Charakters ist die Willenskraft.
اساس شخصیت نیروی اراده است.
۵Erziehung hilft dabei, den Charakter zu formen.
تحصیلات به شکل گیری شخصیت کمک می کند.
۶Geld ist der härteste Prüfstein für menschliche Charaktere.
پول سختترین سنگ محک برای منش انسانی است.
۷er hat einen niedrigen Charakter
دلش دل پسته شامی و چس فیل است
۸er hatte keinen schlechten Charakter
او بد طینت نبود
۹vom Charakter und Verhalten
در ظاهر و باطن
۱۰Ich mochte mysteriöse Charaktere schon immer mehr.
همیشه شخصیتهای مرموز را بیشتر دوست داشتم.