اتوبوس
otobus[ʔo.t̪ʰo.buːs][ʔo.t̪ʰuː.buːs]
اسم
- اتوبوس
- بس
- سرویس
- گذرگاه
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- باس
دستور زبانِ Bus
اسم
- جنس دستوری
- der/die (مذکر، مؤنث)
- حالت اضافی
- des/der Busses, des/der Bus, des/der Buses
- جمع
- die Busse, die Buses
- تلفظ
- [bʊs], [bœs], [bʌs], [buːs]
همهٔ صورتها
- Busse
- Busses
- Busse
- Busse
- Bussen
- Busse
- Buses
- Buses
- Buses
- Buses
- Buses
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Der Bus war fast vollständig leer.
اتوبوس تقریبا کاملا خالی بود.
Ich habe den Bus verpasst.
من اتوبوس را از دست دادم.
Tom kommt mit dem Bus und Zug zur Schule.
تام با اتوبوس و قطار به مدرسه میرود.
Beeile dich oder du verpasst den Bus!
عجله کن، وگر نه اتوبوس را از دست میدهی!
Der Bus war voll.
اتوبوس پر بود.
Verpass nicht den Bus.
اتوبوس را از دست نده.
Er nahm aus Versehen den falschen Bus.
او اشتباها اتوبوس عوضی سوار شد.
Der Bus fuhr langsam.
اتوبوس به کندی حرکت می کرد.
Ich sitze gerne vorn im Bus.
من دوست دارم در جلوی اتوبوس بشینم.
Ich steige in den nächsten Bus.
سوار اتوبوس بعدی می شوم.