فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

قوز

تأییدنشده

der/die Buckel جمع: die Buckel اسم

اسم

  • قوزتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • کوژ پشتکوژ پُشتتأییدنشده
  • غوزġuz(deformity of the human back)تأییدنشده
  • گوژ(deformity of the human back)تأییدنشده

دستور زبانِ Buckel

اسم

جنس دستوری
der/die (مذکر، مؤنث)
حالت اضافی
des/der Buckels, des/der Buckel
جمع
die Buckel
تلفظ
[ˈbʊkl̩]
همهٔ صورت‌ها
  • Buckelsحالت اضافی، مفرد
  • Buckelnحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع

مثال‌ها

Rutsch mir den Buckel runter

دست از سرم بردار

er hat einen breiten Buckel

پشت گوشش پهن است

Katzen machen einen Buckel.

گربه ها کمرشان را قوس می دهند.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: Hans_Adler (de #787470), manelie (fa #12877282), tatoeba.org
منابع و مجوزها