کتاب
ketâb[kʰʲe.t̪ʰɒ́ːb̥]
اسم
- کتاب
- نسک
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- نامه
دستور زبانِ Buch
اسم
- جنس دستوری
- das (خنثی)
- حالت اضافی
- des Buchs, des Buches
- جمع
- die Bücher
- تلفظ
- [buːx]
همهٔ صورتها
- Bücher
- Buchs
- Buches
- Bücher
- Buche
- Büchern
- Bücher
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Lies solche Bücher, die dich etwas lehren.
کتابی را بخوان که چیزی به تو یاد دهد.
Da liegt ein Buch auf dem Pult.
آنجا یک کتاب روی میز قرار دارد.
Schlechte Bücher schaden dir.
کتابهای بد به تو زیان میرسانند.
Das eine Buch ist dünn, das andere dick.
این یکی کتاب نازک است، دیگری قطور است.
Dieses Buch ist lesenswert.
این کتاب ارزش خواندن دارد.
Das Buch ist dünn.
کتاب کم حجم است.
Wer hat dieses Buch geschrieben?
چه کسی این کتاب را نوشته است؟
Lies Bücher, die sich lohnen.
کتابهایی را بخوان که ارزشش را داشته باشند.
Bücher kennen keine Grenzen.
کتابها هیچ مرزی ندارند.
Dieses Buch kannst du ohne Mühe lesen.
تو میتوانی این کتاب را بدون زحمت بخوانی.