فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مهره‌های سینه‌ای

تأییدنشده

der Brustwirbel جمع: die Brustwirbel اسم

اسم

  • مهره‌های سینه‌ایتأییدنشده

دستور زبانِ Brustwirbel

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Brustwirbels
جمع
die Brustwirbel
تلفظ
[ˈbʁʊstˌvɪʁbl̩]
همهٔ صورت‌ها
  • Brustwirbelحالت نهادی، مفرد
  • Brustwirbelحالت نهادی، جمع
  • Brustwirbelsحالت اضافی، مفرد
  • Brustwirbelحالت اضافی، جمع
  • Brustwirbelحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Brustwirbelnحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Brustwirbelحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Brustwirbelحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها