فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تمثال نیمه تنه

تأییدنشده

das Brustbild جمع: die Brustbilder اسم

اسم

  • تمثال نیمه تنهتِمثالِ نیمه تَنهتأییدنشده

دستور زبانِ Brustbild

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Brustbildes, des Brustbilds
جمع
die Brustbilder
تلفظ
[ˈbʁʊstˌbɪlt]
همهٔ صورت‌ها
  • Brustbilderحالت نهادی، جمع
  • Brustbildesحالت اضافی، مفرد
  • Brustbildsحالت اضافی، مفرد
  • Brustbilderحالت اضافی، جمع
  • Brustbildeحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Brustbildernحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Brustbilderحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها