فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

سینه

sine[siː.ne]

die Brust جمع: die Brüste اسم

اسم

  • سینهsine[siː.ne](بخش بدن انسان و جانوران دیگر از پایین گردن تا بالای شکم)(پستان)(chest)(thorax)(bosom)figuratively
  • پستانpestânپِستان[pʰes.t̪ʰɒ́ːn](milk-producing organ)
  • برbar[bæɹ](chest)(thorax)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • قفسه سینه(chest)(thorax)تأییدنشده
  • ممهmameمَمه((slang, vulgar) a woman's breast)(milk-producing organ)رکیکتأییدنشده

دستور زبانِ Brust

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Brust
جمع
die Brüste
تلفظ
[bʁʊst]
همهٔ صورت‌ها
  • Brüsteحالت نهادی، جمع
  • Brüsteحالت اضافی، جمع
  • Brüstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Brüsteحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

mit Stolz geschwellter Brust

آدم عصا قورت داده

zwei Seelen wohnen in meiner Brust

در اندرون من ندانم کیست که من خموشم و او در فغان و در غوغاست

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها