سینه
sine[siː.ne]
اسم
- سینه
- پستان
- بر
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- قفسه سینه
- ممه
دستور زبانِ Brust
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Brust
- جمع
- die Brüste
- تلفظ
- [bʁʊst]
همهٔ صورتها
- Brüste
- Brüste
- Brüsten
- Brüste
مثالها
mit Stolz geschwellter Brust
آدم عصا قورت داده
zwei Seelen wohnen in meiner Brust
در اندرون من ندانم کیست که من خموشم و او در فغان و در غوغاست