فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

صدای هوم

تأییدنشده

der Brummton جمع: die Brummtöne اسم

اسم

  • صدای هومصِدایِ هومتأییدنشده

دستور زبانِ Brummton

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Brummtones, des Brummtons
جمع
die Brummtöne
تلفظ
[ˈbʁʊmˌtoːn]
همهٔ صورت‌ها
  • Brummtöneحالت نهادی، جمع
  • Brummtonesحالت اضافی، مفرد
  • Brummtonsحالت اضافی، مفرد
  • Brummtöneحالت اضافی، جمع
  • Brummtoneحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Brummtönenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Brummtöneحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها