برادر
barâdar[bæ.ɹɒː.d̪ǽɹ]
اسم
- برادر
- داداش
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- راهب صومعه
- اخ
- کاکا
- برادر روحانی
دستور زبانِ Bruder
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Bruders
- جمع
- die Brüder
- تلفظ
- [ˈbʁuːdɐ]
همهٔ صورتها
- Brüder
- Bruders
- Brüder
- Brüdern
- Brüder
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Ich werde meinen Bruder rächen.
من انتقام برادرم را خواهم گرفت.
Ein guter Freund ist besser als ein schlechter Bruder.
یک دوست خوب بهتر از یک برادر بد است.
Ich habe einen grossen Bruder und zwei kleine Schwestern.
من یک برادر بزرگتر و دو خواهر کوچکتر دارم.
Die zwei Brüder gleichen einander wie zwei Erbsen.
این دو برادر مانند دو نصفهٔ سیب شبیه هم هستند.
Kain war kein guter Bruder.
قابیل برادر خوبی نبود.
Mein Bruder ist Pfarrer geworden.
برادرم کشیش شد.
Gewinn und Verlust sind Bruder und Schwester.
پیروزی و شکست برادر و خواهر هستند.
Mein Bruder ist Ersti.
برادرم سال اولی است.
Das Zimmer meines Bruders ist immer unaufgeräumt.
اتاق برادرم همیشه نامرتب است.
Sie half ihrem jüngeren Bruder bei den Hausaufgaben.
او به برادر کوچکترش برای انجام تکالیف کمک کرد.