فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

گسل

تأییدنشده

die Bruchlinie جمع: die Bruchlinien اسم

اسم

  • گسلگُسِل(geology: fracture)تأییدنشده

دستور زبانِ Bruchlinie

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Bruchlinie
جمع
die Bruchlinien
همهٔ صورت‌ها
  • Bruchlinieحالت اضافی
  • Bruchlinienجمع
  • Bruchlinienمعرفه، حالت نهادی، جمع
  • Bruchlinieحالت اضافی، مفرد
  • Bruchlinienمعرفه، حالت اضافی، جمع
  • Bruchlinienحالت مفعولی غیرمستقیم، معرفه، جمع
  • Bruchlinienحالت مفعولی مستقیم، معرفه، جمع
منابع و ارجاع‌ها