فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

سقوط کردن هواپیما

تأییدنشده

die Bruchlandung جمع: die Bruchlandungen اسم

اسم

  • سقوط کردن هواپیماسُقوط کَردَنِ هَواپِیماتأییدنشده

دستور زبانِ Bruchlandung

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Bruchlandung
جمع
die Bruchlandungen
تلفظ
[ˈbʁʊxˌlandʊŋ]
همهٔ صورت‌ها
  • Bruchlandungحالت نهادی، مفرد
  • Bruchlandungenحالت نهادی، جمع
  • Bruchlandungحالت اضافی، مفرد
  • Bruchlandungenحالت اضافی، جمع
  • Bruchlandungحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Bruchlandungenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Bruchlandungحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Bruchlandungenحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها