فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

کسر

kasr[kʰʲæsɹ]

der/das Bruch جمع: die Brüche, die Brücher اسم

اسم

  • کسرkasrکَسر[kʰʲæsɹ](arithmetic: ratio)
  • شکستšekastشِکَست[ʃe.kʰʲǽst̪ʰ](fracture)(Geologie)
  • شکستگیšekastegiشِکَستِگی[ʃe.kʰʲæs.t̪ʰe.ɡʲíː](کانی)(fracture)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • باتلاقbâtlâġ[bɒːt̪ʰ.lɒ́ːɢ̥]تأییدنشده
  • برخه(arithmetic: ratio)تأییدنشده

دستور زبانِ Bruch

اسم

جنس دستوری
der/das (مذکر، خنثی)
حالت اضافی
des Bruchs, des Bruches
جمع
die Brüche, die Brücher
تلفظ
[bʁʊx]
همهٔ صورت‌ها
  • Brücheحالت نهادی، جمع
  • Bruchsحالت اضافی، مفرد
  • Bruchesحالت اضافی، مفرد
  • Brücheحالت اضافی، جمع
  • Brucheحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Brüchenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Brücheحالت مفعولی مستقیم، جمع
  • Brücherحالت نهادی، جمع
  • Brücherحالت اضافی، جمع
  • Brüchernحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Brücherحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Ein Mensch ist wie eine Bruchrechnung: Sein Zähler zeigt an, was er ist, und sein Nenner, wofür er sich hält. Je grösser der Nenner, desto kleiner der Bruch.

یک آدم مانند یک عدد کسری است: صورتش آنچه او هست را نشان می‌دهد، و مخرجش آنچه او خود را فرض می‌کند. هر چه مخرج بزرگتر، عدد کسری هم کوچکتر.

In der Schule haben sie jetzt das Rechnen mit Brüchen.

آنها الان در مدرسه محاسبه با کسرها را کار می‌کنند.

Rational nennt man Zahlen, die sich als Bruch zweier ganzer Zahlen schreiben lassen.

عددهایی را گویا می‌نامند که بتوانند به صورت کسری از دو عدد صحیح نوشته شوند.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #2939133), cojiluc (fa #12782140), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #1783311), cojiluc (fa #10359602), tatoeba.org
  3. ۳: Pfirsichbaeumchen (de #1599785), cojiluc (fa #10212865), tatoeba.org
منابع و مجوزها